از غم دوست…

نوشته شده توسط مهران در ۲۳ / ۰۳ / ۱۳۸۸ – 10:01 ق.ظ -

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست

که برم شکوه برم داد ز بی داد کشم

عاشم عاشق روی تو نه چیز دگری

بار هجران و اسارت به دل شاد کشم

در غمت ای گل شاداب من ای خسرو من

جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم

سالها می گذرند حادثه ها می آیند

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم


برچسب ها:،
مربوط به دسته ی اولین قلب آبی،بوی خاک و بلوط | ۵ نظر