چیزی به نام لجن روزمرگی

نوشته شده توسط مهران در ۱۸ / ۰۳ / ۱۳۸۸ – 12:12 ب.ظ -

grief

تو ذره ذره در لجن روزمرگی … تو برگ برگ زرد تر از روزهای قبل … در دست بادهای شناور …سکانس بعد

چیزی به نام لنج روزمرگی … یا شاید چیزی که اصلا این نیست و از همه چیز جدا

چند خط بود  که نوشتم …. ولی گویا باید پاک میشد …… شاید

این چند خط بنا به دلایلی پاک شدند … همین


برچسب ها:
مربوط به دسته ی اولین قلب آبی | ۵ نظر


۵ پاسخ برای “چیزی به نام لجن روزمرگی”

  1. توسط حامد ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN در خرداد ۱۸, ۱۳۸۸ | پاسخ

    سلام
    مهران تو هم انگار هوس اوین زده به سرت! حبستو بکشم داداش

  2. توسط حامد ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN در خرداد ۱۸, ۱۳۸۸ | پاسخ

    چه حبسی هم بکشیم من و تو! فکر کن زندانی سیــ.اسی چه کلاسی داره!

    مهران ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ ۵:۰۱ ب.ظ:

    سلام حامد جان …. آخه چرا؟
    مگه چیزی جز واقعیت گفتم ؟! …

    حامد ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ ۸:۳۷ ق.ظ:

    نه بابا
    من که بدترم از تو
    فقط کاش تو یه بند باشیم تا بگذره!

  3. توسط سوگلی* ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN در خرداد ۱۹, ۱۳۸۸ | پاسخ

    سلاممممممممممممممم… من دیروز خوندم نوشته ات رو ولی ماشالا سرعت اینترنت اجازه نداد کامنت بزارم.
    حرف حق واقعاجواب نداره.
    روزگار قریبیست نازنین . . .

متأسفم، نظرات این نوشته بسته است.