شاید راهی باشد
نوشته شده توسط مهران در ۳۰ / ۰۵ / ۱۳۹۰ – 5:44 ب.ظ -شاید راهی که رفتم درست بوده و شاید هم نه ….
این را روزگار خودش روشن خواهد کرد
ولی این را می دانم که همیشه در زندگی باید بگذرد تا بگذرد ………..
پس در انتظار آن روزم
برچسب ها:خصوصی
مربوط به دسته ی اولین قلب آبی،بوی خاک و بلوط | ۱۵ نظر


در



آسمان نقره اى
آسمان من
داستان و نقد – ويدا شفاف
اسپيكفا
توسط سعید در مرداد ۳۰, ۱۳۹۰ | پاسخ
برای چی ؟
[پاسخ]
توسط حامد در مرداد ۳۰, ۱۳۹۰ | پاسخ
مهران؟
[پاسخ]
مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۸:۲۶ ق.ظ:
مهران چی ؟؟؟
[پاسخ]
توسط صبا در شهریور ۱, ۱۳۹۰ | پاسخ
باید تمام مراحل زندگی رو گذروند …خوب یا بدش بعد معلوم میشه …ولی اگر بمونی هتمن گیم اور میشی …
شجاعت گذشتن رو گاهی باید داشت ….
[پاسخ]
توسط سوگلی* در شهریور ۳, ۱۳۹۰ | پاسخ
نمی دونم چی شده ولی نگرانت شدم، مهران برام توضیح بده
[پاسخ]
مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۸:۲۴ ق.ظ:
توضیحی نیست …
روزگار تموم سنگینیش رو باز انداخته روی شونه هام …
باز هم …
[پاسخ]
توسط کاملیا کاکی در شهریور ۴, ۱۳۹۰ | پاسخ
می خوانمتان. همانگونه که دوستی از دور می تواند دعا می کنم به حرمت تمام دوستی ها…
[پاسخ]
مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۸:۲۶ ق.ظ:
مرسی … خدا خودش بهتر میداند که من یه یاد شبهای گرم بندر هستم … شاید آن تجربه های شرجی وار بندر خودش به تمام خاطراتی می ارزد که در تکاپوی سرمای دلسوزی من را از من دارد جدا میکند
خدا خودش بهتر می داند (f)
[پاسخ]
توسط setareh در شهریور ۵, ۱۳۹۰ | پاسخ
سلام..خوبی؟وای چی شده مهران؟؟چرابایددوستای من اینقدرسردرگم باشن
…من نگرانت دارم میشما
…دلتنگی وسختی برای همه هس…تونبایدفک کنی تنهایی…یه نوشته خوندم که میگفت اگه به مردم دینابگن مشکلات خودت بیارتابدترین مشکل وسختی انتخاب کنیم وببینیم کی بیشترغم داره وقتی همه جمع بشندتاغم خودشونو بگن وقتی غم بقل دستیشونومیبینن غمشونو برمیدارن ومیرن…….داداش مهران بدون اگه اینقدرخسته ای درکت میکنم ولی بدون تنهانیستی..یه نگاه به من..حامد..سوگل وخیلی های دیگه بکن میبینی که تنهانیستی..همه یه غمی دارن…بدون همیشه به یادتم..خوش باشی..بای
[پاسخ]
مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۸:۵۳ ق.ظ:
راست میگی واقعا …
من و تو حامد و سوگلی …
اسممون رو بذارن چهار شگفت انگیز بد نیست
[پاسخ]
توسط nima
در شهریور ۵, ۱۳۹۰ | پاسخ
مهران عزیزم دلم میخواست اون سالهایی که آرامش داشتی برمیگشت …آخه چرا آخرین پاییز…بگو ببینیم چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۸:۵۳ ق.ظ:
نیما جان یه حسی هست که شاید نیست … نمیدونم چمه … ولی احساس میکنم این آخرین پائیزمه
[پاسخ]
توسط راد ,...~*¨¯*•فروغ لایزال,.-~*´¯¨*•
در شهریور ۵, ۱۳۹۰ | پاسخ
سلام مهربون [گل]
راستش امروز یه کمی سر حوصله بودم و یه چیزایی نوشتم .
اگه حس و حالشو داشتی خوشحال میشم به کلبه خرابه ام یه سری بزنی .[گل]
التماس دعا و یا علی مدد
[پاسخ]
مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۸:۵۴ ق.ظ:
به چشم …. مرسی حمید رضا جان (f) (f)
[پاسخ]
توسط راد ,...~*¨¯*•فروغ لایزال,.-~*´¯¨*•
در شهریور ۱۵, ۱۳۹۰ | پاسخ
~~*`~´.* .(;@
.`~”´
. ,.~. ,´ .*.* .(;@
*.*,.~. ,`~”´
*.. *
*.. ,.~., .`”~ ´,.~.,
*.*. (;@
.*.(;@
.**.
;@
*(;@
.*;”___,
;@
,*;,*/_@_/
~~. ,~. ,.* . `~ ´ *.*´.,~.,
~~(;@
~~ `~´..(;@
~~~,.~.,`~.´ *..*(;@
~~ (;@
~~~`~”.´ *.(;@
~~~~~*,.~.,`~´,.~,.´`~´
~~~~~ (;@
~~~~~ `~´ * ~ `~”.´~
~,____*
~ @_,*`.”;
~~~~ ,_@*:;:;`.”*/@,
~~~~ _@,\|//,/@_/
~~~~~~,—.\|,/,—,
~~~~~~(*-}.(*){* )
~~~~~~.”—” /| `—”
~.~~~~~ / /|||
~~~~~~~-,/ |||
سلام م م م م م م م م مهربون [گل]
همینجوری از این طرفا رد می شدم گفتم سلامی عرض کنم . [قلب]
یا علی مدد[گل]
[پاسخ]