دروغ های کوچک و بزرگ (۱)
نوشته شده توسط مهران در ۲۲ / ۰۵ / ۱۳۸۸ – 5:28 ب.ظ -
یک متن غیر اعتراضی….. غیر جناحی … غیر جنائی … آس معرفت بازی … (کلا من بچه خوبی ام)
بعضی جمله ها در زبان تقریبا فارسی حال حاضر معانی دیگه ای دارن … چیزی شبیه همه چیز الا اون چیزی که گفته میشه … مثلا روی دستشویی های ادارات و موسسات همه به اتفاق با ماژیک به صورت دو خط نوشته خراب است … این متفق القول بودن هم جزء عجایب واقعا جالب بشر کارمندی کشورمونه … یا اینکه هر روز تلوزیون داد میزنه تورم داره میاد پائین ، پائین تر … پائین تر تر … اینجوری که اینا میگن بنظرم همین زودیا میزنه زیر صفر … اونموقع چیکار کنیم از سرما … و این در حالیه که قیمت گوشت مرغ ۲۵ درصد گرون میشه و ربع گوجه فرنگی قوطی خون بابا … نون که توی شهر ما هنوز همون ۲۰ تومنه … باور کنین من هنوز نفهمیدم این تورم توی کجا پائین میاد .. بالا رفتنش که معلومه ولی پائینش .. چه عرض کنم
چند روز پیش به این فکر میکردم که اگه یه آمار سرانگشتی از رفتارهای خودمون و اطرافیانمون بگیریم تعداد دروغ هایی که میگیم بیشتر از راستهاییه که میگیم و یا نمیگیم! …. دروغ یه جور فرهنگ شده … رفته توی خونمون … رفته توی وجودمون … تو رو خدا فقط برای یک بار به خودت دورغ نگو … یه ذره فکر کن ببین این حرف منو قبول نداری … خدا وکیلی خود شما که این متن رو میخونی چقدر دروغ میگی ؟؟؟؟ … نگو که نمیگم که اونم خودش یه دروغه و از همه بدتر اینه که یه آدم به خودش دروغ بگه ….
البته به خودمون دروغ گفتن دیگه داره رسم میشه … مثلا بوی گند رودخونه وسط شهر ما از گرما بلند شده … کسی هم نیس بیاد لایروبی کنه … همه به هم دروغ میگیم که مشکلی نیست و همه چیز بر وقف مراده … پیکان و پراید و هواپیمای فوکر و توپولوف سوار میشم .. میگیم که به به عجب وسیله نقلیه ایمنی …
گند آنفولانزا بالا اومده توی دنیا … آدم ها دارن میمیرن …. تلوزیون و بهداشت و مردم میگن که بی خطره … کشنده نیست … آخه یکی نیست بگه مگه حتما باید یک بیماری آدم رو بکشه تا اینکه پیشگیری و درمان درستی روش انجام بدین مگه ضعف شدید و از کار افتادگی برای یک آدم چیز الکیه که ازش اینقدر راحت میگذرید … همین دیروز یکی از بیماران مبتلا به این آنفولانزای جدید از به اصطلاح قرنطینه زده بود بیرون و داشت توی حیاط بیمارستان قدم میزد … اینجا سرایت بیماری رو گذاشتن دلبخواهی … یعنی اگه بیمار شدی میتونی نگی و صدتای دیگه رو هم مبتلا کنی کی به کیه …. یکی از دوستان میگفت قرنطیه با quarantine فرق میکنه … حالا فرقش رو میفهمم … این فقط اسمش قرنطینه س … اون واقعا quarantine
این روزا حرف های ضد و نقیضی شنیده میشه که واقعا نمیتونم توجیهی براش پیدا کنم … به یاد ندارم هیچوقت اینقدر گند یکجا توی مملکت و پشت سر هم بالا بیاد … از جنازه توی مخزن آب شرب پونک گرفته تا سه چهار تا مشکل پرواز و سقوط فقط توی دو ماه ! … دیشب هم که رفته بودم بنزین بزنم این مسئول باجه همیجوری سر خود داشت بنزین آزاد رو لیتری ۶۰۰ میگرفت …
از اینکه این چند روزه نبودم عضر میخوام … چند موضوع پیش اومده بود که میخواستم بنویسم ولی چون هنوز آخرش معلوم نیست گذاشتم برای بعد …
فعلا
مهران
برچسب ها:دروغ های کوچک و بزرگ،عمومی،غیر اعتراضی
مربوط به دسته ی اولین قلب آبی | ۹ نظر


در






آسمان نقره اى
آسمان من
داستان و نقد – ويدا شفاف
اسپيكفا